۲ بهمن ماه ۱۳۸۶

مضحکه احساسات
درباره  "صورتي مايل به خون من"
 

علی مسعودی نیا
                                     [کلیک کنید] 

۰۸ آبان ۱۳۸۸

بازخوانی انقلاب اکتبر روسیه

به تقویم قدیم روس‌ها ۲۵ اکتبر سالگرد انقلاب روسیه است، روزی که همه چیز دست بلشویک‌ها افتاد تا کمونیسم چندین دهه نظام مسلط بر این سرزمین باشد. پنچ‌شنبه، صفحه تاریخ روزنامه جهان اقتصاد را به این واقعه اختصاص دادیم و چند مطلب منتشر کردیم که دو تا از آنها را اینجا می‌خوانید؛ نوشته‌هایی از دوستانم فرشاد قربانپور و آناهیتا ناظری. باز هم امیدوارم سایت این روزنامه سریع‌تر سروسامان بگیرد، چون نمی‌توانم همه مطالب را روی وبلاگ خودم بگذارم.

 

***

انقلاب و خیانت در روسیه

فرشاد قربانپور

تقريبا بدون هيچ و شك و شبهه اي و از روي قطع مي توان گفت شناخت و تحليل انقلاب سوسياليستي روسيه بدون درك اهميت نوشته هاي "لئون تروتسكي" غير قابل دستيابي است. اين انقلاب ماركسيستي اولين در نوع خودش و تاثير گذارترين انقلاب قرن بيستم بود. شعله هاي اين انقلاب دنيا را درنورديد. از نقطه نظر اينكه انقلابيون همواره درصدد صدور انقلاب هستند و تلاش دارند هر چه بيشتر اقمار بيشتري را از آن خود كنند، رهبران سرخ بيشترين موفقيت را بدست آوردند. صفحه بزرگي از دنيا از چين تا آمريكاي جنوبي و اروپا و آفريقا پرچم هاي سرخي برافراشتند و شعار زنده باد كارگر سر دادند.

۹۲ سال پس از تحقق آرزوي كارل ماركس در روسيه، امروز كمتر كشوري در جهان وجود دارد كه يكي از خيابان هاي اصلي پايتخت آن نام «كارگر» را بر خود نداشته باشد.
تاريخ وقتي به تحليل روي مي آورد هميشه تنها و تنها رهبران و سرداران را مي بيند. بي هيچ گمان باطلي كارگران پطروگراد بيش از هر كسي در پيروزي انقلاب روسيه نقش داشتند. اما تاريخ كمتر به اين مساله توجه دارد. از اين رو انقلاب تقريبا به نام لنين ثبت شده است و پس از او تروتسكي و بوخارين، زينويف و ديگران از جمله استالين قرار دارند.
در آوریل 1917 م رهبر بلشویکها از تبعید به روسیه بازگشت. او از قطار پیاده شد و بلافاصله برای جمعیت منتظر، سخنرانی نمود و نويد عدالت سوسياليستي داد.
اين قطار سرخ با حمايت آلماني ها از زوريخ سوئيس حركت كرده و به پطروگراد رسيده بود و چرخ انقلاب را به راه انداخت. به راستي اگر «كرنسكي» دستور مي داد هر چه سريعتر لنين را با همان قطار به سوئيس بازگردانند امروز سوسياليسم در كجاي جهان قرار مي گرفت؟

سوالي اساسي با جوابي فرضي!
در فوریه ۱۹۱۷  تزار نیکلای دوم، آخرین تزار روسیه با فشار سوسياليست ها به رهبري كرنسكي از سلطنت خلع شد. اما جنگ جهاني اول چيزي نبود كه به راحتي بتوان از كنار آن گذشت. دولت موقت كرنسكي با فشار فزاينده اي مواجه بود.از اين رو  اقليت هاي حزب سوسياليست كارگري روسيه كه بيشتر از لنين حساب مي بردند تا كرنسكي، شيطنت ها را آغاز كردند. بسياري از افراد سخنور و تئوري پرداز هم با لنين هم نظر بودند. سياستمداران و يقه سفيدها و فن سالاران اما موافق كرنسكي بودند.
تروتسكي از تبعيد برگشت و بريگاد سرخ را در پطروگراد ساماندهي كرد. اين شد ارتش انقلاب.
در دومین مرحله، انقلاب اکتبر تحت نظارت حزب بلشویک  به رهبری ولادیمیر لنین که پیش می‌رفت، قدرت را طی یک یورش نظامی همه جانبه به کاخ زمستانی سن پترزبورگ و سایر اماکن مهم از دولت موقت گرفت.
لنين بعدها گفت: «بدون آنچه تروتسكي سازماندهي كرده بود پيروزي ما امكان نداشت.»
شعار آنها اين بود:  «به جنگ خاتمه دهيد.» جنگ همان جنگ جهاني اول است. اما دولت كرنسكي سخت در تلاش است تا تجاوز آلمان ها را دفع كند. از اين رو چندان فرصت خنثي كردن اقدام هاي بلشويك ها را ندارد. بلشويك ها به رهبري لنين كم كم نفوذ خود را گسترده مي كنند. تا اينكه قيام در شهرها فراگير مي شود. آنها شعار مي دادند هر دهقان مالك همان زميني است كه روي آن كار مي كند و از اين رو دهقانان را نيز با خود همراه كردند.
سرانجام مسكو نيز در اشغال آنها در آمده و دولت كرنسكي سقوط مي كند. بلشویکها شورای کمیسرهای خلق را بوجود می‌آورند و لنین صدر شورا و تروتسکی کمیسر امور خارجه می‌شود. مسکو به تصرف بلشویکها در می‌آید و دومین کنگره شوراها برگزار می‌شود. در اين كنگره بلشويك ها اكثريت دارند در حالي كه در كنگره قبلي از 600 نفر تنها 105 نفر بلشويك بودند.
بلشويك ها مالكيت خصوصي را به كلي لغو كرده و کلیه امور به شوراهای روستایی واگذار می‌شود. آنها بلافاصله با آلمان صلح مي كنند در حالي كه بخش وسيعي از كشور خود را به خاك آلمان ضميمه مي كنند و بخش وسيعي از آن «اوكراين» بود. اما از اين زمان مخالفت ها آغاز شده و جنگ داخلي سراسري در مي گيرد. دهقانان و روستائيان چندان فكر نمی كردند كه وضعيت به اين صورت شود اما شد.
ارتش سرخ به رهبری تروتسکی با گاردهای سفید ضد انقلابی می‌جنگد. در ۱۹۱۸ بلشویکها رسما نامشان را به حزب کمونیست اتحاد شوروی تغییر می‌دهند. از اين تاريخ حزب يعني همان دولت.
انقلاب اکتبر، انقلاب بر علیه همه اشکال ستم و بهره کشی و برابری و تحقق برابری بود. اما اين انقلابي  بود كه به گفته تروتسكي به آن خيانت شد. اما اين خيانت نخست از سوي رهبران صورت گرفت و سپس معيارهاي اخلاقي كل جامعه را دستخوش تغيير كرد. منظور تروتسكي خيانت استالين به انقلاب روسيه بود. استالين راه انقلاب را تغيير داد و همه را نابود كرد.
تروتسكي در«شوروي به کجا مي رود؟» مي نويسد: «جامعه شوروی همگون نيست. آن چه برای یك طبقه یا یک قشر گناه شمرده می شود، برای طبقه یا قشری دیگر فضيلت به حساب می آید .تناقضات و یک دست نبودن سياست بوروکراسي از نقطه نظر اشكال سوسياليستي جامعه، شگفت آورند . لکن همين سياست، از نقطه نظر تقویت قدرت قشر حاكم جديد بسيار یک دست و نامتناقض است.»
آنچه پديد آمده بود نه سوسياليسم بلكه لنينيسم بود كه بعدها به استالينيسم تغيير كرد. لنین اعتقادی به دموکراسی نداشت. او بر این باور بود که بلشویکها نماینده «پرولتاریا» هستند و باید از زیر سلطه سرمایه داران خارج شوند.
لنینیسم برداشت ولادیمیر لنین از مارکسیسم بود. جنگ داخلي در روسيه كه تا سال 1920 طول كشید انتقادهاي فراواني را بر انگيخت. «رزا لوکزامبورگ» شرایط سخت جنگ داخلی را درک می‌کند و در این مورد لنین و رفقایش را بر حق می‌داند از اين رو مي نويسد: «توقعی فوق انسانی از لنین و رفقایش است، اگر انتظار داشته باشیم که آن‌ها تحت چنین شرایطی عالی‌ترین شکل دموکراسی، مثال‌زدنی‌ترین دیکتاتوری پرولتاریا و یک اقتصاد سوسیالیستی مطلوب را خلق کنند. با موضع قاطعانهٔ انقلابی‌شان، با قدرت عمل مثال زدنی‌شان و با وفادازی شکست ناپذیرشان به سوسیالیسم بین‌المللی،تحت این شرایط فوق‌العاده سخت، آن‌ها هرچه را که می‌توانسته‌اند انجام داده‌اند. خطر تنها هنگامی آغاز می‌شود که آنان امر مطلوب را به امر اخلاقی تبدیل می‌کنند و آن‌ها را به صورت مدلی از تاکتیک‌های سوسیالیستی به پرولتاریای بین‌المللی توصیه می‌کنند.»
پس از مرگ لنين در سال 1924، ژوزف استالین به قدرت رسید. او همه چيز را تغيير داد و تاريخ نويني نوشت كه در آن حتي لنين در سايه استالين قرار داشت.
در سال 1923 USSR  يا اتحاد جماهیر سوسیالیست شوروی تاسيس شد و قانون اساسي آن هم يك سال بعد اعلام شد. اما اين مدل ديري نپايید و سرانجام در سال 1991 فروپاشيد. چرا؟ بهتر است در اين مورد خود ماركسيست ها توضيح دهند. اما ناگفته پيداست كه انقلاب اكتبر بيش از همه نقص هاي ليبراليسم را مشخص كرد.
تروتسكي تحليلي دارد كه با آن مي توان تاريخ انقلاب روسيه و سرنوشت آن را مشخص كرد. او در مقدمه كتاب سه جلدي «انقلاب روسيه» مي نويسد: «در جامعه اي كه دستخوش انقلاب شده است طبقات با يكديگر مي ستيزند. اما كاملا مشخص است كه دگرگوني هايي كه بين آغاز و پايان انقلاب رخ مي دهند براي توضيح مسير انقلاب كفايت نمي كنند. زيرا انقلاب خود مي تواند در مدتي كوتاه نهادهاي كهن را براندازد، نهادهاي جديد بيافريند و دگر بار آنها را برادازد. ديناميزم حوادث انقلابي مستقيما به وسيله دگرگوني هاي سريع و شديد و پرشور در روان طبقات ، كه همه آنها پيش از انقلاب شكل گرفته اند، تعيين مي شود.»
و همين امر سرنوشت انقلاب را در اوت 1991 تعيين كرد. 


 نزدیک به یک قرن پیش اتفاق افتاد

انقلاب سرخ در رگ‌های بی‌رنگ روسیه


آناهیتا ناظری

«انقلاب روسیه» اصطلاحی کلی است برای اشاره به مجموعه تحولاتی که در سال 1917 میلادی در روسیه اتفاق افتاد و آخرین میخ را بر تابوت نظام تزاری روسیه کوبید. این ماجرا در نهایت به شکل گیری اتحاد جماهیر شوروی منجر شد و از این جهت، یکی از مهم ترین تحولات تاریخی قرن بیستم به شمار می آید. اما شاید معروف ترین اتفاقی که در همان سال 1917 میلادی افتاد، انقلاب 24 اکتبر باشد که این روزها سالگرد 92 سالگی اش است. این انقلاب بعدها به انقلاب سرخ شهرت پیدا کرد و باعث روی کار آمدن حکومتی کمونیستی در روسیه شد. البته پیش از انقلاب اکتبر نیز تحولاتی در ماه فوریه آن سال اتفاق افتاده بود که باعث سقوط تزار روسیه و روی کار آمدن یک دولت موقت شده بود. اما انقلاب اکتبر، روند تحولات در روسیه را سریع تر کرد؛ به طوری که همان دولت موقت هم سقوط کرد و بلشویک ها قدرت را به دست گرفتند.

از کمی پیشتر از انقلاب اکتبر شروع کنیم. چند ماه قبل، انقلاب فوریه 1917 در روسیه در واقع شرایطی را به وجود آورده بود برای آن که اعضای پارلمان سلطنتی یا دوما کنترل امور را به دست بگیرند و دولت موقت روسیه را تشکیل بدهند. در آن زمان، فرماندهان ارتش به درستی حس می کردند که شرایط لازم را برای سرکوب انقلاب ندارند و به همین جهت، تزار نیکلای دوم روسیه - آخرین تزار روس - از مقام خود کنار رفت و دولت موقت، زمام دار امور شد. در همان حال، شوراهای کارگری روسیه در آن زمان نسبتا قدرت گرفته بودند و گروه های سوسیالیست و تندروی آنها به شدت می‌تاختند. آنها اجازه دادند که دولت موقت کارش را شروع کند اما در عین حال خواهان اعمال نفوذ در مسائل مختلف و کنترل برخی امور نظامی بودند. از سوی دیگر، انقلاب فوریه در شرایطی رخ داد که روسیه در باتلاق جنگ جهانی اول هم فرو رفته بود و شکست های زیادی را از لحاظ نظامی متحمل می شد و همین وضعیت باعث بالا گرفتن شورش و اعتراض در داخل خود ارتش هم شده بود.
نهایتا بعد از تحولات فوریه، شرایط در روسیه به شکلی پیش رفت که قدرت بین دولت موقت و شوراها تقسیم شد. با این ترتیب، از یک سو دولت موقت قرار داشت که حاکم امور به شمار می آمد و از سوی دیگر، شوراها به رهبری سوسیالیست ها قدرت گرفته بودند و از حمایت طبقه کارگر و جناح چپ برخوردار بودند. اما این جور تقسیم قدرت، تبعاتی هم داشت و شورش ها و اعتصاب های زیادی در همان فاصله زمانی در روسیه اتفاق افتاد. در همین حال، وضعیت جبهه های جنگ و ناکامی در آنها هم بر مجموعه این مشکلات افزوده بود و اوضاع را بغرنج تر می کرد زیرا دولت موقت خواهان ادامه جنگ با آلمان بود اما بلشویک ها و سوسیالیست ها می خواستند پرونده این جنگ به نحوی بسته شود. بلشویک ها در عین حال بی کار هم ننشسته بودند و گروه های شبه نظامی از میان کارگران تشکیل داده بودند و نفوذ خود را دائما از این طریق افزایش می دادند.
با این وجود، اوضاع روسیه از فوریه تا اکتبر سال 1917 میلادی یکسان باقی نماند. در این میان، شاید تشریح شرایطی که در سال 1917 میلادی در روسیه برقرار بود بتواند به روشن شدن زمینه های شکل گیری انقلاب روسیه کمک کند. در آغاز سال 1917 میلادی، روسیه کاملا به کشوری تبدیل شده بود که آماده انفجار و انقلاب بود. از یک طرف، روستاییان از کشاورزی در زمین های خود به کارگری در صنایع شهری کشیده شده بودند و این خود مشکلات زیادی درست می کرد. از طرف دیگر، طبقات مختلف اجتماعی در روسیه شکل گرفته بود که هر یک برای بقای خود تلاش می کردند و منافع شان هم معمولا با یکدیگر مشترک نبود. در همین میان، توجه مردم بیشتر از گذشته معطوف به مسائل سیاسی شده بود و ایده آل های انقلابی داشت در اذهان کارگران شکل می گرفت و احساسات آنها هم به شکل های گوناگون تهییج می شد؛ به خصوص به این جهت که حکومت بسیار ناکارآمد بود. این وضعیت در کنار مشکلات ناشی از ناکامی در جبهه جنگ جهانی اول قاعدتا باید تزار نیکلای دوم را به لزوم انجام اصلاحات مجاب می کرد اما چنین اتفاقی نیفتاد و پتانسیل اعتراض به شکل نهفته در جامعه روسیه باقی ماند تا بعد به حد انفجار برسد. در آن زمان اکثر مردم روسیه از حکومت تزار نیکلای دوم شکایت داشتند و می دانستند که او عناصر فاسدی را در دولت خود به کار گرفته است. از طرف دیگر، افزایش تورم و کمبود غذا در جامعه روسیه نیز به شدت باعث نارضایتی مردم شده بود.
مجموعه این مشکلات با ابعادی دیگر در فاصله قدرت گرفتن دولت موقت تا وقوع انقلاب اکتبر هم در جامعه روسیه دیده می شد و پیچیدگی های سیاسی در بالاترین عرصه های قدرت نیز به شدت افزایش یافته بود. یکی از شخصیت های کلیدی در زمان تشکیل دولت موقت، یک نماینده جوان مجلس به نام الکساندر کرنسکی بود که به تدریج توانست تا حدی قدرت را به دست بگیرد. او عضو حزب سوسیالیست های انقلابی بود و ابتدا به عنوان وزیر جنگ و سپس به عنوان نخست وزیر وارد دولت موقت شد و این طور به نظر می رسید که حضور او تغییراتی در معادلات سیاسی به وجود آورده است. اما او هم با چالش های زیادی روبرو بود و بلشویک ها را مهم ترین دشمن خود در راه پیاده کردن سیاست هایش می دانست. در آن زمان، سران بلشویک ها و در راس آنها ولادیمیر لنین در تبعید در سویس به سر می بردند اما فضای نسبتا آزادی که کرنسکی در جامعه روسیه به وجود آورده بود لنین را به فکر بازگشت به روسیه و به راه انداختن انقلاب مارکسیستی انداخت. با این وجود، جنگ روسیه و آلمان شرایط را برای بازگشت او دشوار کرده بود و بالاخره لنین با همدستی آلمانها توانست به روسیه برگردد.
بازگشت لنین به روسیه باعث افزایش محبوبیت بلشویک ها شد و به نارضایتی از دولت موقت و نیز نارضایتی از ادامه جنگ با آلمان دامن زد. در عین حال تحول دیگری هم اتفاق افتاده بود که شرایط را پیچیده تر از گذشته می کرد. بلشویک ها در ماه ژوئن سال 1917 میلادی سعی کرده بودند مردم را به شورشی خشونت آمیز علیه دولت موقت ترغیب کنند اما در این راه موفق نشدند. در همان ماه، کرنسکی هم دستور پیشروی در جبهه اتریش را هم صادر کرده بود اما آلمان ها مانع از موفقیت نقشه او شدند و این ناکامی به تضعیف موقعیت کرنسکی انجامید. در چنین شرایطی، لنین فرصت را برای شورش علیه دولت موقت غنیمت شمرد اما موفقیتی به دست نیاورد و مجبور شد به فنلاند فرار کند.
پس از این ماجرا، سر و صداها در روسیه مدتی خوابید اما طولی نکشید که جریان دیگری به پا شد. كرنسكي كه نخست وزير شده بود ژنرال لاور كورنيلف را به فرماندهي ارتش روسيه منصوب كرد اما مدتي بعد به او مشكوك شد و احتمال داد كه كورنيلف مشغول توطئه عليه وي باشد و به همين جهت از بلشويك ها براي مقابله با كورنيلف كمك خواست و او را به زندان انداخت. با اين ترتيب بلشويك ها ناگهان قدرت گرفتند و موضع كرنسكي به شدت تضعيف شد. در چنین شرایطی ژنرال های حامی کورنیلف گمان کردند کرنسکی به آنها خیانت کرده و این آشفتگی در نهایت به سود بلشویک ها تمام شد. آنها فورا فرصت را غنیمت شمردند و شروع کردند به تصرف ساختمان های دولتی و هدف شان این بود که دولت موقت را به زیر بکشند. با تصرف قصر زمستانی توسط بلشویک ها انقلاب در واقع به طور کامل شکل گرفت چون این قصر محل سکونت کرنسکی و دولت موقت در پتروگراد بود و خود او هم در آن زمان در قصر حضور نداشت. تصرف قصر زمستانی تحت رهبری تروتسکی و به فرمان لنین انجام گرفت و بلشویک ها در جریان حمله به آن، بسیاری از مقامات دولت موقت را هم اسیر کردند. یک روز بعد از این حمله، بلشویک ها با حمایت کنگره رسما قدرت را در روسیه دست گرفتند و نظام حکومت روسیه از پارلمانی به سوسیالیستی تبدیل شد. بلشویک ها سپس خودشان را به عنوان سران وزارت خانه های مختلف دولتی منصوب کردند و کنترل مناطق غیر شهری را به عهده گرفتند و البته گروه هایی را نیز تشکیل دادند برای آن که جلوی شورش های احتمالی گرفته شود. بلشویک ها همچنین برای آن که جنگ را به نقطه پایان برسانند، معاهده ای را در ماه مارس سال 1918 میلادی با آلمان به امضا رساندند که به نام معاهده برست لیتووسک معروف شد. البته این معاهده جلوی بالا گرفتن خشونت ها در داخل روسیه را نگرفت و نهایتا جنگی داخلی میان سرخ ها (بلشویک ها) و سفیدها (مخالفان) درگرفت که تا سال 1922 میلادی و تشکیل اتحاد شوروی نیز ادامه پیدا کرد. با این ترتیب، انقلاب سرخ اکتبر در واقع نقطه شروع تمام تحولاتی بود که در سال های بعد در روسیه اتفاق افتاد.

۱۵:۲۹ - نظرات(۵)

نظرات خوانندگان
مهدی رحیمی @ w ۱۳۸۸/۰۸/۰۸ ۱۶:۲۷ لينک

سلام فکر می کنم در ابتدای مطلب یک مشکلی وجود دارد. انقلاب اکتبر به تاریخ ژولین که در روسیه مورد استفاده بود در 25 اکتبر رخ داد و به تاریخ فعلی میلادی گئورگین در 7 نوامبر رخ داده است. لذا هنوز سالگرد این واقعه فرا نرسیده است.

ايماگر @ w ۱۳۸۸/۰۸/۰۸ ۱۹:۱۱ لينک

سلام خُب خدا را شكر كه فلش دوباره راه افتاد. به اميد روزهاي بهتر

احسان عابدی @ w ۱۳۸۸/۰۸/۰۸ ۲۱:۱۷ لينک

دوست گرامی، آقای رحیمی تذکر شما درباره تاریخ صحیح انقلاب روسیه درست است و باید بگویم که من از آن اطلاعی نداشتم. بنابراین لازم می‌دانم از شما تشکر کنم. در ضمن نوشته کوتاه خودم در ابتدای متن را نیز اصلاح کردم. البته، دوست خوبم خانم ناظری هم توضیحی داده‌اند که منطق کار را نشان می‌دهد.

مهدی رحیمی @ w ۱۳۸۸/۰۸/۰۸ ۲۱:۴۶ لينک

از توجه شما متشکرم. بنده همواره از مطالب وزین شما می آموزم.

آناهیتا ناظری @ w ۱۳۸۸/۰۸/۰۸ ۲۳:۰۳ لينک

این انقلاب به انقلاب اکتبر معروف هست و به همین خاطر به تاریخ ژولین ازش استفاده شده.

نام:
ايميل:
وب‌سايت:
متن نظر:
آدرس ايميل مرا نمايش نده.

« صفحه قبلي | صفحه بعدي »

  • امروز: ۴۱۶
  • ديروز: ۵۱۶
  • اين ماه: ۱۰۶۳۶
  • از ابتدا: ۹۳۲۶۵۴

مديريت محتوا:

ASP-Rider PRO

طراحي:

Tarrahan