گفتوگو با بنيانگذار ائتلاف ضد جنگ در شيكاگو*
مايكل لين: ما نگرانيم؛ شما چطور؟
در شهر شيكاگو ائتلافي از روشنفكران، روزنامهنگاران و فعالان سياسي تشكيل شدهاست كه صلح با ايران را تبليغ ميكند. هر چقدر كه ما تهديدهاي بوش را به هيچ ميانگاريم، آنها نگران جنگ احتمالي ميان آمريكا و ايران هستند و نگراني خود را ابراز ميكنند. صفحات روزنامههاي اين شهر پر شدهاست از مقالاتي عليه جنگ و بلندپروازيهاي بوش. اعضاي ائتلاف قطعنامهاي هم عليه اين جنگ احتمالي تدوين كردهاند كه قرار بود روز 14 مي در شوراي شهر شيكاگو به راي گذاشتهشود، اما در نهايت با دخالت شهردار راستگراي اين شهر چنين اتفاقي رخ نداد. هر چند كه مايكل لين هنوز به تصويب اين قطعنامه اميدوار است، درست مثل پنج سال قبل، زماني كه آنها با كمك مردم شوراي شهر شيكاگو را وادار به تصويب قطعنامهاي عليه جنگ با عراق كردند و الگويي شدند براي مردمان 300 شهر ديگر آمريكا. مايكل لين از بنيانگذاران ائتلاف عليه جنگ با ايران است. از او خواستيم كه براي خوانندگان باران از ائتلاف شيكاگو و جو عمومي آمريكا در اين روزهاي نزديك به انتخابات رياستجمهوري بگويد كه پذيرفت. اين گفتوگو را ميخوانيد.
***
انتظار داشتیم که شورای شهر شیکاگو قطعنامه شما بر علیه جنگ با ایران را در روز 14 ماه می تصویب کند، اما این اتفاق نیفتاد. ماجرا از چه قرار بود؟
مطابق قوانین شورای شهر شیکاگو، دو نماینده در کنار هم میتوانند هر موضوعی را از دستور کار شورا خارج کنند، اما فقط برای یک جلسه. روز 14 می نیز چنین اتفاقی افتاد. شهردار ما، «ریچارد م. دالی» از دو همپیمان خود در شورای شهر خواست که قطعنامه را از دستور کار شورا خارج کنند و آنها هم چنین کردند. او برای این کار خود دو دلیل داشت که یکی از آنها به اسرائیل ارتباط دارد و دیگری به «باراک اوباما». شهردار ما نگران تاثیرات این قطعنامه بر امنیت اسرائیل است و همینطور گمان میکند که این قطعنامه میتواند بر ستاد انتخاباتی باراک اوباما تاثیر منفی بگذارد. همانطور هم که میدانید، اوباما اهل شیکاگو است و اکثریت قریب به اتفاق سیاستمداران این منطقه از او حمایت میکنند. البته ما امروز دریافتهایم، ستاد انتخاباتی اوباما نخواستهاست که شهردار شیکاگو چنین کاری بکند. به عبارتی، او سرخود رفتار کردهاست. با همه اینها، ما پیش میرویم، تلاش خودمان را میکنیم و فشارهایمان را برای تصویب این قطعنامه در جلسه بعدی شورای شهر افزایش میدهیم. به احتمال زیاد هم قطعنامه رای میآورد و تصویب میشود؛ قرار است اصلاحات اندکی روی زبان متن اعمال کنیم، بهخصوص آن بخشهایی که موجب نگرانی شهردار شدهاست تا او هم خیالش راحت شود که ستاد انتخاباتی اوباما با قطعنامه هیچ مخالفتی ندارد. همچنین متوجه این مسئله شود که حتی رهبران یهودی شیکاگو و آمریکا نیز تهاجم به ایران را به سود و مصلحت اسرائیل نمیدانند.
پنج سال قبل هم شورای شهر شیکاگو با قطعنامهای برعلیه جنگ با عراق مواجه شد اما در نهایت آن را تصویب کرد. تفاوت ایران و عراق در چیست؟ چرا وقتی پای ایران به میان میآید، چنین ملاحظاتی مطرح میشود؟
میگویند که در آمریکا، همه سیاستها محلی است. این سخن بهخصوص در مورد شیکاگو صادق است. به گمان من، تصویب قطعنامهای بر علیه جنگ با عراق کاملا مرتبط با اوضاع سیاسی شیکاگو در آن زمان بود. شهردار شیکاگو انتخابات سال 2003 را در پیش داشت. از سویی اندیشه ضدجنگ نیز در شیکاگو فراگیر شدهبود. بنابراین، برای آقای دالی بسیار دشوار بود که سیاستهایی بر علیه این قطعنامه اتخاذ کند. نتیجه هم این شد که قطعنامه با 48 رای مثبت در برابر1 رای منفی، تصویب شود. حالا اوضاع شیکاگو به نسبت آن زمان تغییر کردهاست. دالی در طول این سال ها تسلط بیشتری بر شورای شهر پیدا کرده است و سیاستهای اقتدارگرایانهاش شاهدی است بر این مدعا. انتخاباتی هم که پیش روی نیست و این همه یک وجه ماجراست. از سوی دیگر، عموم مردم آمریکا اطلاع چندانی درباره تهدیدهای دولت خود بر علیه ایران ندارند و بنابراین به ندرت میتوان گروههایی را یافت که در مخالفت با این جنگ احتمالی سازمان یافتهباشند، حالا هر چقدر هم که تلاش کردهباشیم. به همه اینها یک مسئله دیگر را هم اضافه میکنم که آن رقابتهای انتخاباتی اخیر برای ریاست جمهوری آمریکا است، رقابتهایی که تمام کشور را تحتالشعاع خود قرار دادهاست. همه بر سر این سخن اتفاق نظر دارند که هفت سال حکومت بوش مصیبتبار بودهاست، حال چه برای آمریکا و چه برای جهان و بنابراین، به تغییراتی جدی نیاز داریم. اغلب سیاستمداران شیکاگو برای به باراک اوباما امید بستهاند و گمان میکنند که اگر او رئیسجمهور شود، میتواند چنین تغییراتی را به وجود بیاورد؛ از این نظر نمی خواهند دست به کاری بزنند که شاید در آینده به زیان او تمام شود. در هر حال اوباما هنوز موضع خود را دربرابر حمله احتمالی به ایران اعلام نکردهاست. شهردار دالی میگوید که شاید برخی بندهای قطعنامه ما به ضرر ستاد انتخاباتی او تمام شود.
اما آقای اوباما بارها خواستار مذاکره با ایران شده است. شاید هم این قطعنامه به سود او تمام شود. این طور نیست؟
بله، او بارها گفته که خواستار مذاکره با آقای احمدی نژاد، رئیس جمهور ایران است و همچنین دوست دارد با دیگر سران کشور شما نیز که مخالف آمریکا هستند، مذاکره کند. به نظرم تصمیم عاقلانهای هم است. دولتها باید با مخالفان خود گفتوگو کنند، بلکه تنشها از میان برود. در عین حال اوباما این را هم گفتهاست که تمام گزینهها همچنان در دستور کار باقی میماند، از جمله جنگ با ایران. بنابراین، در کلام او دوگانگی و تضاد به چشم میخورد. البته ما هم میخواهیم که این قطعنامه به سود ستاد انتخاباتی اوباما تمام شود و تصور میکنیم صدور قطعنامههایی از این دست نوعی حمایت سیاسی از او محسوب می شود.
واقعیت ناگواری است، اما قطعنامه شما بر علیه جنگ با عراق هیچ چیزی را تغییر نداد. بوش همان سیاست های پیشین خود را ادامه داد و شعله های جنگ در عراق افروخته تر شد. این شما را ناامید نمی کند؟
البته این مسئله نه تنها من که میلیونها نفر در سراسر جهان را ناامید کردهاست. میلیونها آدم معترض به جنگ هر کاری که میتوانستند کردند تا جلوی وقوع این فاجعه در عراق را بگیرند، اما موفق نشدند. پس آنها باید ناامید باشند. انسانهای بیشماری بی هیچ دلیلی جان خود را از دست دادهاند و جهان به جایی بسیار خطرناکتر از پیش تبدیل شدهاست. این را قبول کنید که مردم آمریکا امروزه به مخالفان سرسخت این جنگ تبدیل شدهاند. آنها به فجایع جنگ با عراق پی بردهاند و دریافتهاند که مخالفان جنگ برحق بودهاند. اما با دریغ و افسوس هم راه به جایی نمی بریم. میباید دوچندان تلاش کنیم که مبادا فاجعهای بزرگتر از جنگ با عراق رخ دهد. خوشبختانه اینبار چند قدم به نسبت گذشته جلو هستیم؛ مردم آمریکا نسبت به سازمانهای جاسوسی آمریکا بدبین شدهاند و گزارشهای آنان را جعلی و بیاعتبار میدانند. دیگر کمتر کسی به شنیدن این گزارشها رغبتی نشان میدهد و در عین حال، از شیوههای تبلیغاتی آنان برای جنگ وحشت دارند. ما باید از این امتیازها استفاده کنیم تا جورج بوش در 8 ماه آخر ریاستجمهوری خود آتش جنگ را شعلهورتر نکند.
اصلاً چرا باید شورای شهر شیکاگو وارد این جریان های سیاسی بشود؟
این سؤال را خیلیها میپرسند. هر بار که قطعنامهای به شورای شهر شیکاگو ارائه میکنیم، خیلیها میگویند، شورای شهر در حد اندازهای نیست که در سیاستهای خارجی آمریکا دخالت کند. ما هم در پاسخ به تأثیر جنگ عراق بر شیکاگو اشاره میکنیم. واقعیت این است که حمله به عراق و اشغال آن کشور هزینههای بسیار سنگینی برای شهروندان شیکاگو داشتهاست. در یک حساب ساده سهم شیکاگو از هزینههای جنگ چیزی بالغ بر5/5 میلیارد دلار بودهاست. حال شما اوضاع شیکاگو را درنظر بگیرید! ناوگان حمل و نقل شهری فرسوده شدهاست، وضعیت بهداشت عمومی خطرناک است، نظام آموزشی شهر کهنه و غقبمانده است و... البته این موضوع تنها درباره شیکاگو صدق نمیکند؛ در تمام شهرهای آمریکا وضع همین است. جنگ با عراق و جنگ احتمالی با ایران شاید تنها موضوع مهمی باشد که امروزه کلان شهرهای آمریکا را درگیر خود کردهاست.
بد نیست از ائتلاف شما هم بشنویم. «ائتلاف جنگ بر علیه ایران» چه زمانی تشکیل شد و توسط چه کسانی؟ تا امروز چه دستاوردهایی داشتهاید؟
این ائتلاف نتیجه نشست سه فعال شهر شیکاگو است که خود من یکی از آنها هستم. تهدیدهای اخیر دولت بوش درباره حمله به ایران ما سه نفر را مضطرب کردهبود چرا که روزهای پیش از حمله به عراق را تداعی میکرد. پس تصمیم گرفتیم انجمن بزرگتری بر علیه جنگ و به طرفداری از عدالت اجتماعی تشکیل دهیم و به همین خاطر نیز فراخوانی در شهر منتشر کردیم، بلکه بتوانیم اینبار سازمانیافته عمل کنیم. بسیاری از گروه های صلح طلب، مذهبی و حامیان عدالت اجتماعی شهر شیکاگو از این فراخوان استقبال کردند و نمایندگانی را نیز برای تشکیل ائلاف فرستاند. اقدامات اولیه ما بیشتر جنبه آموزشی داشت؛ به عنوان مثال، هیأتهایی متشکل از کارشناسان مطرح بینالمللی را به میان مردم فرستادیم تا آنها را از این تهدیدها آگاه کنند که خوشبختانه این کار ما بازخورد چشمگیری داشت. افرادی را هم برای نوشتن قطعنامه ضد جنگ تعیین کردیم که تجربه این کار را داشتند و در ادامه از کمکهای یکی از اعضای دلسوز شورای شهر شیکاگو بهره گرفتیم. میخواستیم که او قطعنامه ما را در این شورا معرفی کند که کرد. آنچه در این قطعنامه آمده، برآیند آرای بسیاری از کارشناسان است، حتی کسانی که گرایشهای محافظهکارانه دارند، مانند اسکات ریتر، رئیس سابق بازرسان تسلیحاتی سازمان ملل در عراق.
بسیاری از نشریات شیکاگو و آمریکا هم از این قطعنامه حمایت کردند، به نحوی که مقالات متعددی دراینباره منتشر شد. به عبارتی، همپیمانان ما در آمریکا کمک کردند که این جریان را به جریانی ملی و حتی بینالمللی تبدیل کنیم. بنابراین جای تأسف دارد که جلوی تصویب قطعنامه ما در شورای شهر شیکاگو را گرفتند. با این حال، ما همچنان به تصویب این قطعنامه خوشبین هستیم.
ما نمیتوانیم تهدیدهای بوش را خیلی جدی بگیریم. اگر در ایران بودید، متوجه میشدید که مسئله جنگ از ذهن ایرانیان خیلی دور است. دلایلش هم یکی وضعیت بغرنج آمریکا در عراق است. از جهت دیگر، جامعه جهانی نمیتواند قبول کند که بوش جنگی دیگر راه بیندازد. اما شواهد شما چیست؟ چه اتفاقاتی شما را نگران کردهاست؟
ما هم انتظار نداریم که آمریکا با یگانهای زمینی خود به ایران حمله کند، بهخصوص پس از بحرانهایی که در عراق با آن مواجه شدهاست. شاید در میان همه احتمالات، حمله هوایی از قوت بیشتری برخوردار باشد. حال چرا ما نگران وقوع این جنگ هستیم؟ به باور ما از زمانی که بوش به قدرت رسیدهاست، طرح حمله به ایران را در ذهن میپرورانده، حتی پیش از حادثه یازده سپتامبر. حمله به عراق فقط شروعی برای سلطه نظامی آمریکا بر خاورمیانه محسوب می شود و ایران همواره در فهرست هدفهای آمریکا قرار داشتهاست. نومحافظهکاران در دولت بوش نفوذ زیادی دارند و همانها هستند که از دهه 1990 «پروژه قرن جدید آمریکایی» را پی میگیرند. البته این گفته صحیح است که وضعیت بغرنج آمریکا در عراق باعث شدهاست که نقشههایشان به کندی پیش برود، اما امروز که تنها چند ماه از دوران قدرتشان باقی ماندهاست (مگر آن که مک کین در انتخابات برنده شود)، میخواهند که به اهداف خود دست یابند. حتی زمانی چنین به نظر میرسید که آنها قدرتشان را در مبارزه با جناح به اصطلاح واقع گرای متمرکز در وزارت کشور و وزارت دفاع آمریکا از دست دادهاند، اما این روزها به نظر میرسد که کفه ترازو دوباره به نفع نومحافظهکاران سنگین شدهاست. از آغاز سال 2008، ستادی بر علیه ایران تشکیل شدهاست که میخواهد تصویری منفی از ایران برای مردم آمریکا ارائه دهد. آنها شایعه میسازند که ایران منشأ تمام دردسرهای آمریکا در عراق است. از سویی چندین تقابل کوچک دریایی نیز میان نیروهای ایران و آمریکا رخ دادهاست که آمریکا تلاش میکند آن را در سطح جهان بزرگ جلوه دهد. آن دسته از مقامات نظامی آمریکا هم که مخالف جنگ بودند، عزل شدهاند، مانند دریاسالار «ویلیام فالون» که فرمانده یگان مرکزی فرماندهی بود و بر عملیات نظامی آمریکا در خاورمیانه نظارت داشت. او را کنار گذاشتهاند و به جای او ژنرال «دیوید پتراوس»، آمدهاست. فالون صریحاً اعلام کردهبود که مخالف حمله به ایران است، حال آن که پتراوس سخنگوی اصلی آن ستادی بود که برعلیه ایران تبلیغ میکند. در این میان مسائل دیگری هم وجود دارد که باعث نگرانی ما میشود. آمریکا میخواهد که تا چند هفته آینده تعداد جنگندههای نیروی هوایی خود در خاورمیانه را به طرز چشمگیری افزایش دهد.
یادمان باشد که جنگ با عراق هم مخالفان بسیار زیادی در سراسر جهان داشت. به نظر من اشتباه بزرگی است که فکر کنیم دولت آمریکا به نظر جهانیان اهمیت زیادی میدهد و یا برای آن اهمیتی قائل میشود. دولت آمریکا حتی به نظر خود آمریکاییها هم بها نمیدهد. پیش از حمله به عراق، بسیاری از دوستان من که به شدت هم مخالف جنگ بودند، هیچ کار خاصی نکردند، چون فکر می کردند هیچ جنگی روی نخواهد داد. آنها به من می گفتند: «فکر روی دادن جنگ خیلی احمقانه است.» اما نتیجه را دیدیم. بنابراین دیگر نمی خواهیم با جدی نگرفتن تهدیدهای دولت بوش همان اشتباه را تکرار کنیم.
تصور میکنید که واکنش مردم آمریکا به یک جنگ دیگر چه خواهد بود؟ این جنگ احتمالی چه تاثیری بر انتخابات ریاستجمهوری میگذارد؟
من فکر نمیکنم که آمریکاییها چیز زیادی در این زمینه بدانند و به همین خاطر هم باید سطح آگاهی مردم را بالا ببریم. دوست دارم این طور فکر کنم که مردم آمریکا از هر جنگ دیگری بیزار هستند، چرا که آنها تجربه جنگ با عراق را دارند، اما واقعیت این است که نومحافظهکاران اغلب رسانهها را خریدهاند. آنها چنین تلقین میکنند که جنگ با عراق جواب داده و آمار خشونت در این کشور بسیار پایین آمدهاست. در نتیجه، آمریکاییها از واقعیات جنگ تاحدودی بیخبرند. از سویی اقتصاد ما نیز درگیر و دار بحران است و مردم بیشتر به مسائل اقتصادی فکر میکنند. متاسفانه آمریکاییها نسبت به جنگ بیتفاوت شدهاند و شاید یکی از دلایل آن هم عدم تجربه مستقیم جنگ باشد. جنگ برای ما همیشه در حکم رخدادی در خارج از مرزهای آمریکاست و مجبور نیستیم با واقعیت آن روبهرو شویم. رسانههای خبری ما حتی اجازه ندارند از مراسم بازگرداندن جسد خبرنگاران کشتهشده به آمریکا فیلمبرداری کنند.
ما اصطلاحی داریم به نام «غافلگیری ماه اکتبر». این اصطلاح گویای اتفاقاتی است که معمولا در روزهای نزدیک به انتخابات رخ میدهد و همه چیز را دگرگون میکند. حالا ما نگران وقوع این اتفاق هستیم. اگر جمهوریخواهان به این نتیجه برسند که بازنده حتمی انتخابات هستند، شاید به صرافت جنگ با ایران بیفتند، بلکه تغییری در نتیجه اتخابات به وجود بیاورند؛ هر چند که در نهایت هم سودی از این جنگ احتمالی نخواهند برد. همه این تحلیلها انگیزه ما را برای گسترش این ائتلاف ضد جنگ قوی کردهاست. میخواهیم مردم آمریکا را علیه این جنگ احتمالی بسیج کنیم.
* این گفتوگو روز های ۲۴ و ۳۱ تیر ماه ۱۳۸۷ در وبسایت بنیاد باران و روزنامه اعتمادملی منتشر شد.
۱۶:۱۳ - نظرات(۱)
| نظرات خوانندگان | |||||||||||
| احمدي @ w | ۱۳۸۷/۰۹/۰۴ ۱۸:۴۳ لينک | ||||||||||
|
با آمدن اوباما كه قضيه جنگ منتفي شده. پس نگران نباشيد. |
|||||||||||
|
|||||||||||
« صفحه قبلی | صفحه بعدی »
- فراخوان پنجمين دوره جايزه شعر خبرنگاران
- اعتراض دولتآبادی به کیمیایی [داستانی مربوط به سال 1352]
- نرخ بیکاری 6/14 درصد نیست. بالاى ۲۵ درصد است. [گزارش خبرگزاری مهر را بخوانید]
- وبلاگ دکتر مقصود فراستخواه [فضایی میان ذهنی برای اطلاعرسانی دیدگاهها و اطلاعیابی از ملاحظات خوانندگان]
- وقت افطار صدای تلویزیون را میبندیم و با صدای ربنا در موبایلمان، منتظر افطار میشویم [یادداشتی از حامد بهداد]
- نظرسنجی و دینداری [با نگاهی به کتاب "سنجههای دینداری در ایران"]
- دفاع مهدويكيا از كريمي: روزهخواری یعنی چه؟ چرا بايد درباره مسائل شخصي افراد تحقيق كرد؟
- دیدار سیدمحمد خاتمی با خانواده جواد ماهزاده
- نامه فرزند شهید سیدعلی موسوی به پدرش
- عقیدهپرستی [مصطفی ملکیان]
- محبوبترین کتاب داستانی وبلاگنویسان ایران[فراخوان نخستین دوره]
- روزنامه بهار هم توقیف شد [محسن فرجی]
- امسال بهار ندارد [علیرضا بهرامی]
- گفتوگوي فيليپ راث با ميلان کوندرا [این گفتوگو در سال ۱۹۸۰ منتشر شد]
- صبر و استقامت [ایمایان]
- زمزمههای دختر سافو
- سپینود
- مردادی کوچک
- پستچی همیشه دو بار زنگ میزند
- پارسیخوان
- شانای
- مرز آبی
- خوابگرد
- تورجان
- آق بهمن
- انگار نه انگار
- تادانه
- ایمایان
- کتابلاگ
- نامههای سوشیانت هزارم
- دفتر بیمخاطب
- روزنامهنگار ناموجود
- سیب گاززده
- غزلداستان
- یادداشتهای یک ژورنالیست آماتور
- حرفه؛ خبرنگار
- فریادنامه
- پرویز رجبی
- آدم و حوا
- کافه ناصری
- یک روز صبح در لندن
- مسیح علینژاد
- از زندگی
- باغ در باغ
- توکای مقدس
- چرکنویس
- یک پزشک
- دال
- نمای آینده
- ماهی سیاه کوچولو
- مداد
- وبنوشت
- جن و پری
- دیباچه
- پاکسیما
- خدای من
- ناتور
- در امتداد سکوت
- صحنهها
- رضا بهشتیمعز
- منصور نصیری
- کافه اوتوپیا
- سیزده
- کتابهای عامهپسند
- قصههای عامهپسند
- سیبستان
- www.farsiebook.com
- www.google.com
- www.google.com
- maatine.com
- mordadie-kochak.blogspot.com
- www.pouriaalami.blogspot.com
- xewnbaz.blogfa.com
- www.google.com
- www.natoor.com
- tourjan.com
- www.google.com
- tourjan.com
- www.seositecheckup.com
- www.google.com
- www.google.com
- www.google.com
- www.google.com
- www.haftan.com
- www.google.com
- tourjan.com
- امروز: ۳۷۰
- ديروز: ۵۴۰
- اين ماه: ۱۱۱۳۰
- از ابتدا: ۹۳۳۱۴۸
مديريت محتوا:
![]()
ASP-Rider PRO
طراحی:
![]()
Tarrahan
